ابراهيم اصلاح عربانى
522
كتاب گيلان ( فارسى )
بسان گالشها و دهقانان كوهى ، لباس مصيبت و ماتم بپوشيم اى دخترك * بنوشيم ( ميان سبزه ، ستيغ و قله كوه ، صبح و شام ) آب با مشتهاى خود از آن چشمههاى گوارا اى دخترك * دورنماى ميهن و وطن را نگاه كنيم كه چگونه مست و خراب افتاده است ، مثل يك كلاف درهموبرهم ابريشم اى دخترك * يكدل و يكرو باشيم ، دور بياندازيم اين حرفهاى فريبنده را نه كسره بدهيم ، نه فتحه و نه ضَمّه اى دخترك . * شاخههاى درخت را بخاطر آشيانهء پرندگان و يا خانهء كوچك نشكنيم . در عرصهء اين عالم و دنيا ، خانهاى نسازيم اى دخترك * اين پيراهن را از تنت بيرون بياور ، تا محتاج سوزن نباشى انگشت دستت را ببُر ، تا غصهء انگشترى و نگين انگشترى را نخورى اى دخترك * همهء اين دنيا را به دنياداران بسپاريم كه گاهى بىريش و گاهى داراى ريش هستند ، اى دخترك * صبح از حرارت و تابش آفتاب ، گرم باش ، و شب زير درختان بخواب دل را از غصه و غم خالى كن اى دخترك * بنگريم آثار طبيعت را در اين دنياى گسترده اگر مىخواهى شبوروز ، آسايش و عيش و زندگىات فراهم باشد ، اى دخترك * موهاى تو گيسوان تازه و شاداب تو ، زره و جامهء رزم تو و قد موزون تو ، پرچم و بيرق تو است * بيا با اين اوضاع عالم بجنگيم و مبارزه كنيم اى دخترك . محمد على افراشته ( راد بازقلعهاى ) محمد على افراشته فرزند حاج شيخ جواد مجتهد بازقلعهاى در سال 1287 شمسى ، از مادرى ساده و روستايى در روستاى « بازقلعه » رشت زاده شد . ابتدا به نام « راد بازقلعهاى » شهرت داشت . بعدها نامهاى مستعار : پرستو چلچلهزاده و معمارباشى را نيز براى خود برگزيد و آنگاه با نام « افراشته » در شعر فارسى و گيلكى شناخته شد و نامور گرديد . افراشته در شعر فارسى ( اشعار جدى و طنز و فكاهت ) از نامداران و در اشعار اصيل گيلكى ، از پيشگامان به شمار مىرود . وى پيش از شهريور 1320 با سرودن اشعار سادهء انتقادى ذوقآزمايى كرد . در اسفندماه 1329 هفتهنامهء « چلنگر » را با شعار « بشكنى اى قلم اى دست اگر - * پيچى از خدمت محرومان سر » در تهران بنياد نهاد . نام چلنگر را صادق هدايت برگزيده بود . افراشته در كنگرهء نويسندگان و شعراى ايران ، كه به سال 1325 در تهران تشكيل شده بود شركت كرد و با خواندن شعرهاى مردمى « پالتو چهارده ساله » و « شغال محكوم » به عنوان شاعرى اجتماعى و طنزپرداز معروف گرديد . در اين كنگره بود كه افراشته با چهرههاى درخشان ادب و هنر ايران از جمله ملك الشعراى بهار ، علامهء دهخدا ، نيما يوشيج و صادق هدايت آشنا شد و اين آشنايى به دوستى و مودت پيوست . در سال 1330 منزل و دفتر كارش ، غارت شد و بعد از كودتاى 28 مرداد 1332 ، چندى به ناگزير متوارى گرديد و تلاش ايادى دستگاه و رژيم شاه براى يافتن افراشته به حداكثر رسيد . افراشته يكسال و نيم بعد از كودتا ، از كشور خارج شد . سالهاى آخر زندگى را در بلغارستان به سختى گذراند ، اما در همين سالها نيز دست از تلاش برنداشت و به كار در مطبوعات و داستاننويسى پرداخت . وى در 15 ارديبهشتماه سال 1338 شمسى بر اثر عارضهء سكته قلبى درگذشت و در صوفيه مدفون شد . افراشته گيله مردى انساندوست و شاعرى ظلمستيز بود . در اشعارش ، عدالت و آزادى مقامى و الا دارد . او با سادهترين زبان مردمان ساده آشنا بود ، و با همين زبان شعر مىسرود . سهل و ممتنع از خاصيتهاى شعر فارسى و گيلكى او به شمار مىآيد . افراشته به خاطر سادگى و زيبايى و روانى اشعارش در ميان همهء طبقات اجتماعى از شهرت و محبوبيت برخوردار گرديد . اين گيله مرد شاعر ، افقهاى تازهاى را در شعر گيلكى ، پيش روى شاعران ديار سرسبز گيلان گشود و شاعران ، سرودن اشعار اصيل گيلكى را از او آموختند . در حقيقت ، افراشته معلم و آموزگار مهربان گيلكان ادبدوست و فرهيخته است كه شعر گيلكى را از ركود خارج ساخت و آن را به جادهء پويايى و حيات پربار رهنمون شد . آثار افراشته كه توسط دوستدارانش جمعآورى و منتشر گرديد عبارتند از : « نمايشنامهها ، تعزيه و سفرنامه » اثر محمد على افراشته ( مهرماه 1360 ) ، « چهل داستان » طنز محمد على افراشته ( مردادماه 1360 ) ، مجموعه آثار محمد على افراشته ( بهمنماه 1358 ) ، اشعار فارسى و گيلكى محمد على افراشته ( 1358 ) ، اشعار گيلكى افراشته مندرج در كتاب « گزيدهء ادبيات گيلكى » ( خردادماه 1358 ) ، اشعار فارسى افراشته مندرج در كتاب « گيلان در قلمرو شعر و ادب » ( 1356 ) . در اينجا چند نمونه از اشعار گيلكى اين سرايندهء خوشذوق را به نظر علاقمندان مىرساند : بوگو واگو برار ، اوى برار ، خلقه جا ، الامان * نه شا پيش دكفتن ، نه شا ، پس ايسان اگر تندتند راه بيشى « بيج » گيدى * اگر آرامآرام بيشى « گيج » گيدى اى سال ، پهلوان بوم ، مىسر ، باد ، دوبو * مىشاخ جوانى جورا ، گول وابو مىسرخه جولان ، سيبا رسوا كودى * مىچشمانَه جا ، آهو پروا كودى مىراشون ، تورنگا خجالت دائى * مىديم ، ماهه گفتى : وا ، بيرون نائى بازام خلقْ گفتيد : فلانكس بده * نيشه كاره دنبال ، خوره بيخوده * بوشوم مشغولابم ايتاكارهسر * كاراچى بوبوم كج تلمباره سر مىاربابه ورزايه اشكل زهايم